آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

مومن به آنچه خدایم می گوید....

سلام به همه دوستان بزرگوار

در این وبلاگ تلاش می شود ضمن توجه به مطالب ادبی از قبیل شعر و داستان و معرفی کتاب به مرور در خصوص رشته مهندسی صنایع نیز مطالبی را به اشتراک بگذارم.
همچنین اکثر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در پیوند قرار دارند مفید می باشند و توصیه می کنم حتما بازدید نمائید.

آدرس ایمیل ویژه خوانندگان وبلاگ :
andishekhalagh128@Gmail.com

"سپاس از همراهی شما"

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۱۵:۱۳ - قاسم صفایی نژاد
    :(

۱۸ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

مهندسان صنایع بخوانن...

هفت عادت مردمان موثر

دریافت
حجم: 225 کیلوبایت
توضیحات: مهندسان صنایع بخوانن

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۳ ، ۱۷:۳۳
اندیشه خلاق

کلیپی تامل برانگیز استاد رائفی پور



مدت زمان: 8 دقیقه 51 ثانیه


دریافت
حجم: 5.54 مگابایت
توضیحات: استاد رائفی پور

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۳ ، ۱۵:۳۵
اندیشه خلاق

شاهکار امام علی(ع) به سوال علم بهتر است یا ثروت؟


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۵۵
اندیشه خلاق

در دستور زبان عرفان،

فعل اینگونه صرف می شود:

من نیستم، تو نیستی، او همیشه هست!

 
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۴۶
اندیشه خلاق

مهندسی صنایع

فایلی بسیار مفید برای معرفی مهندسی صنایع .... 

دریافت

حجم: 826 کیلوبایت
توضیحات: معرفی مهندسی صنایع

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یک برنامه‌نویس (بخونید مهندس فناوری اطلاعات؛ احتمالا ترم شش!) و یک مهندس صنایع در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.

برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟

مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.

برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.

این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما می‌دهم.

این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد! و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.

حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد.

مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.

برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.
نتیجه اخلاقی؛

این است فرق بین یک مهندس صنایع با فناوری اطلاعات . . . !

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۳۹
اندیشه خلاق

مرحوم آیت الله بهجت (ره) عارفان بزرگ زمان :

روزی به ایشان گفتند : کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید

فرمودند : لازم نیست یک کتاب باشد

یک کلمه کافیست که بدانی “خدا می بیند”


 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۳۴
اندیشه خلاق

آرام آرام خواهید مرد
اگر سفر نکنید
اگر کتاب نخوانید
اگر به صداهای زندگی گوش نکنید
اگر آنچه میکنید ارزیابی نکنید
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که عزت نفس خود را بکشید
و به دیگران امکان ندهید که به شما کمک کنند
آرام آرام خواهید مرد
اگر بنده عادت های خود شوید
و هرروز بر همان مسیرهایی که پیوسته می روید، بروید
اگر مسیر خود را عوض نکنید
اگر لباس هایی با رنگ های مختلف نپوشید
و با کسانی که نمی شناسید صحبت نکنید
آرام آرام خواهید مرد
اگر از عشق ورزیدن پرهیز کنید
و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد
و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند
و قلب شما از عشق به تپش درآید
آرام آرام خواهید مرد
وقتی که از کارتان راضی نیستید یا از عشق خود گله دارید
و قصد ندارید که زندگیتان را تغییر دهید.
اگر خطر نکنید و به دنبال آنچه که در مقابل نا مطمئن ها-
بی خطر است نروید
اگر به دنبال رویاهای خود نروید
و به خودتان اجازه ندهید که
حداقل برای یک بار هم که شده
از نصیحت های قابل درک فرار نکنید
امروز زندگی کردن را آغاز کنید
امروز دل را به دریا بزنید
کاری انجام دهید
به خودتان اجازه ندهید که آرام آرام بمیرید
و فراموش نکنید که همواره با نشاط باشید !

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۲۸
اندیشه خلاق

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست

نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشویید حق به دست شماست

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

"حافظ"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۳ ، ۱۹:۲۳
اندیشه خلاق

مشکلات ما را متوقف نمی کنند، بلکه به ما آموزش می دهند.

برایان تریسی می گوید :
"روزیکه تصمیم گرفتم تا تغییر کنم ،احساس کردم خیلی با آنهایی که در مسیر موفقیت قرار دارند ،فاصله دارم.اما با کمی تحقیق متوجه شدم که اغلب کسانی که اکنون در اوج مسیرشغلی خود قرار دارند ،روزی جزء 10% پائین افراد همان شغلی بودند که میخواستند آغاز کنند...فقط آنها با تمام قدرتشان ماندن را فریاد میزدند"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۱۹:۰۹
اندیشه خلاق

فیلم کوتاه:
نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود، فیلم شروع شد، دقیقه اول
فیلم، دوربین فقط سقف یک اتاق را نمایش میداد،
دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق، دقیقه سوم، دقیقه چهارم، دقیقه پنجم، هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه درآمد، اغلب حاضران، سینما را ترک کردند،ناگهان دوربین پایین آمد و یک نفر را که روی تخت خوابیده بود نشان داد و این جمله را زیرنویس کرد:
این تنها هشت دقیقه از زندگی این جانباز قطع نخاعی بود و شما طاقت نداشتید ....


 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۱۹:۰۸
اندیشه خلاق