آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

مومن به آنچه خدایم می گوید....

سلام به همه دوستان بزرگوار

در این وبلاگ تلاش می شود ضمن توجه به مطالب ادبی از قبیل شعر و داستان و معرفی کتاب به مرور در خصوص رشته مهندسی صنایع نیز مطالبی را به اشتراک بگذارم.
همچنین اکثر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در پیوند قرار دارند مفید می باشند و توصیه می کنم حتما بازدید نمائید.

آدرس ایمیل ویژه خوانندگان وبلاگ :
andishekhalagh128@Gmail.com

"سپاس از همراهی شما"

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۱۵:۱۳ - قاسم صفایی نژاد
    :(

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

کربلا شهریست اى دل شهریارش زینب است
اعتبارش از حسین و اقتدارش زینب است

نام زینب با حسین حک گشته در ایوان دل
دل که شد بیت الحسین نقش ونگارش زینب است

شیعه دارد در دلش یکتا کتاب قیمتی
ناشرش باشد حسین ، آموزگارش زینب است

هرکه نازد بر کسی زینب بنازد بر حسین
جان زهرا این حسین دار و ندارش زینب است ...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۵۹
اندیشه خلاق

در این شهر بخت خویش چه با لبخند چه با اشک عمر میگذرد...

نه دریایی است طغیان گر و نه رودی جاری و رونده...

عمر قطره ای است بی قرار وصال...

عمر سفری است برای رسیدن به مقصد ...

و مسافرانش روح و جسم...

با همه مانع ها و گذرها عمر میگذرد ...

و ما در این سفر پر فراز و نشیب به مقصدی خواهیم رسید...

اما آیا سر منزل مقصود در همین طی طریق ما هست یا نه؟

باید سفر کرد و خود را به مقصدی رساند که برای رسیدن به آن آماده ای...

کوله ات را پر کن از هر آنچه که در مقصد برایت آرامش می آورد..

سفر باید کرد... و به مقصد اندیشید... ما مسافران دائم السفر هستیم..

سفر از تلخی به خوشی ها...

از رنج ها به شادی ها...

از تنهایی ها به وصال...

ما خواهیم رسید... و مقصد برای ما تزیین میشود...

این که در آن مقصد لبخند ببینیم یا چهره ای فروگرفته... کوله بار ماست که مشخص می کند...

سفر باید کرد....

"یادداشت های ناتمام ، الف - ر"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۱
اندیشه خلاق

پنج شنبه که میرسد دلت که میگیرد میروی سراغ سنگ های سرد اما همیشگی...

میروی سراغ دلهای خفته در خاک...

میروی سراغ کسانی که میدانی سکوت کرده اند تا تو را بشنوند...

این فقط برای جمعه ها نیست... هر وقت خسته که میشوی هم میروی سراغشان...

نمیدانم یاد آخرت است که دل را آرام می کند... یا بودن سکوتی که برای شنیدن تو تمام قد سکوت کرده است... هر چه هست آرامشی است وصف ناشدنی...

وقتی هستیم گوش هایی نداریم برای شنیدن دلهایی که سکوت کرده اند...

همهمه دنیا گوش هایمان را کر کرده است و صدای دل را نمی شنویم...

آنها که سفر کردند نمیدانم دور و برشان سکوت است یا صدا... ولی شنوای خوبی شده اند...

می شنوند... تسکینت می دهند... و دردت را از تو می گیرند و میروند... با خود به کجا می برند نمیدانم اما با کوله ای پر از سکوت و درمان برمیگردند...

همه چیز حول محور سکوت است اما تو درمان شده باز میگردی...

این روزها زیاد به درمان شدن نیاز دارم... تمرین سکوت کرده ام... اما هنوز درد میکند جای حرف های نزده... جای حرفهای خورده شده...

مهربانی که سالهاست در سفری، درمانم کن...

درمانم کن ای سراسر سکوت و آرامش...

"یادداشت های ناتمام ، الف - ر"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۰۵
اندیشه خلاق