آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.
مومن به آنچه خدایم می گوید....

سلام به همه دوستان بزرگوار

در این وبلاگ تلاش می شود ضمن توجه به مطالب ادبی از قبیل شعر و داستان و معرفی کتاب به مرور در خصوص رشته مهندسی صنایع نیز مطالبی را به اشتراک بگذارم.
همچنین اکثر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در پیوند قرار دارند مفید می باشند و توصیه می کنم حتما بازدید نمائید.

آدرس ایمیل ویژه خوانندگان وبلاگ :
andishekhalagh128@Gmail.com

"سپاس از همراهی شما"
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۸ آبان ۹۸، ۱۰:۰۰ - قاسم صفایی نژاد
    :))
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۱۵:۱۳ - قاسم صفایی نژاد
    :(
سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ۰۴:۱۶ ق.ظ

چیده مان واژه 83 - نوشتن

سلام دوستان وبلاگی... خواننده های گذرا ... و شاید مستمر..

اینکه همیشه عاشق نوشتن بودم و هستم و این روزا اونقدر کم می نویسم که گاهی از ننوشتن غصه ام میگیره... نمیدونم چه معنی داره... ولی دلم میخواد نوشتن از من جدا نشه.

شاید فیس بوک اگر هنوز به رونق خودش بود من تا الان کلیییی نوشته بودم و خیلی ها خونده بودن ... ولی حیف که دیگه به اون توان قبل نیست و مخاطب نداره.. ملت همه توی تلگرام و اینستا و توئیتر هستن و دو خط دو خط و ترکیب کپشن و عکس شدن... و من در هیچکدوم از این جاها جایی نساختم برای خودم برای نوشتن... احساس میکنم حتی اعتماد به نفس من رفته هوا...!!

اینکه توی وبلاگم هم کلا توی 1398 ده تا مطلب گذاشتم هم نشانه خوبی نیست...

من نمیدونم چرا اینجوری شدم ولی میدونم باید درمان بشم...

شاید خودم ملزم کنم هر روز بنویسم... اما انگیزه میخوام.. انرژی میخوام... حتی اعتماد به نفس...

من دوست دارم دوباره پر انرژی بنویسم... و دور نباشه از من نویسنده شدن حتی...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۸ ، ۰۴:۱۶
اندیشه خلاق
جمعه, ۲۰ دی ۱۳۹۸، ۱۱:۵۰ ب.ظ

پای درس مادر 1

💢نخستین محکمه روز قیامت⚖️


🔸ابن قولویه رضوان الله علیه به سند معتبر از مولا امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند:

🔹و اول کسی را که در قیامت برای او حکم خواهند کرد، محسن فرزند علی (علیهما السلام) خواهد بود که حکم خواهد کرد در کشنده او عمر بن خطاب، و بعد از او در قنفذ که به امر او رفت و در، بر شکم فاطمه زد و محسن او را شهید کرد، پس آن دو ملعون را حاضر کنند و تازیانه های آتش 🔥 بر ایشان بزنند، که اگر یکی از آن ها بر دریا واقع شود همه به جوش آیند 🌊 از مشرق تا مغرب، و اگر به کوه های دنیا بگذارند هر آینه خاکستر شوند🌋

📚جلاء العیون علامه مجلسی، ص ۲۳۸-۲۳۹

اسکن روایت:
http://l1l.ir/nw6
پوستر:
http://l1l.ir/nw7

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۸ ، ۲۳:۵۰
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۳ دی ۱۳۹۸، ۰۱:۵۳ ب.ظ

تماشای رنج دیگران

عکس‌های هولناک الزاما قدرت خلق شوک را از دست نمی‌دهند، اما از طرفی هم، به ارتقای درک و شعور کمک شایانی نمی‌کنند. روایات کمک می‌کنند تا بفهمیم، اما عکس‌ها کار دیگری انجام می‌دهند: آن‌ها ما را تسخیر می‌کنند.

#سوزان_سانتاگ
#تماشای_رنج_دیگران

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۸ ، ۱۳:۵۳
اندیشه خلاق

◾️چرا برای داشتنِ رزومه، خودتان را به دردسر می‌اندازید؟

◾️ست‌گادین

تناقض‌برانگیز است ولی توضیح می‌دهم.

بنظر من اگر شما فرد برجسته، شگفت‌انگیز یا جذابی هستید، احتمالاً به‌هیچ‌وجه نیازی به داشتن رزومه ندارید.

افراد خارق‌العاده اصلاً نباید رزومه داشته باشند.

چرا که رزومه، دستاویزی می‌شود برای رد کردن‌تان. وقتی رزومه‌تان را برای من بفرستید، من می‌توانم بگویم: «خب، طبق این رزومه، ایشان فلان چیز را فراموش کرده‌اند یا بهمان چیز را قید نکرده‌اند.» و بوووم...! شما رد می‌شوید.

داشتن رزومه، شما را بدست ماشین بزرگی می‌سپارد که از متن رزومه، فقط کلمات کلیدیِ مرتبط را تشخیص می‌دهد و باعث می‌شود شغلی را با زرنگ‌بازی و فریب از چنگ ماشین بزرگ دربیاورید و مالِ خود کنید. جستجوی شغلی متوسط برای افراد معمولی و متوسط‌ اشکالی ندارد ولی آیا اینجور شغل‌ها شایسته شماست؟

اگر شما رزومه ندارید، پس چه چیزی دارید؟

نظرتان در مورد سه معرفی‌نامه‌ی ویژه از طرف افرادی که کارفرما آنها را می‌شناسد یا به آنها احترام می‌گذارد چیست؟

یا یک پروژه‌ی سطح بالا که کارفرما‌ها بتوانند مشاهده یا لمس کنند؟

یا شهرتی که نام شما آن را یدک می‌کشد؟

یا یک وبلاگ با محتوایی متقاعدکننده و پُرمغز که آن‌ها چاره‌ای به جز فالوکردن‌تان نداشته باشند؟

عده‌ای خواهند گفت: خب، قبول. ولی من هیچ‌کدام از موارد فوق را هم ندارم.

بله، نکته مورد نظر من هم همین است. اگر شما آنها را ندارید، چرا فکر می‌کنید که فرد برجسته، شگفت‌انگیز یا جذابی هستید؟

بنظرم اگر هیچ‌کدام از آنها را ندارید، در واقع شما طوری شستشوی مغزی شده‌اید که مثل افراد معمولی و متوسط‌الحال رفتار کنید.

شغل‌های فوق‌العاده، شغل‌هایی با کلاس جهانی، شغل‌هایی که مردم خودشان را برای آن هلاک می‌کنند... هرگز با افرادی که رزومه‌شان را ایمیل زده‌اند، پُر نشده است. هرگز.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۸ ، ۰۰:۱۳
اندیشه خلاق
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۰۸ ق.ظ

هدیه دادن

هدیه دادن خیلی خوبه..

هدیه گرفتن هم خیلی مزه میده..

جفت لذت ها رو طرفین میبرن اگر برای ظاهرسازی نباشه..

ولی بازم هدیه به هم نمیدیم..

بخیلیم.. خسیسیم.. یا هر چی نمیدونم..

ولی عادت کردیم شعار بدیم اما واقعیتمون فاصله داره با شعارمون و تحقق شعارهامون..

دنیا داره میره..

هدیه هیچ کسی رو نمیکشه.. هدیه بدیم..

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۸ ، ۰۱:۰۸
اندیشه خلاق
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۰۳ ق.ظ

احترام

احترام گذاشتن به انسان ها هم خیلی چیز خوبیه..

چرا درگیریم که احترام نذاریم نمیدونم..

چرا احترام نمیذاریم هم نمیدونم..

ولی توقع احترام داریم جالبیم..

خواسته هامون با عملکردهامون دنیا دنیا فاصله داره..

اون دنیا هم بریم همینیم.. خواسته هایی از خدا داریم که با اعمالمون فاصله داره..

همه که خدا نیستن کرم خودشون ببینند.. بعضی ها آینه آینه جواب میدهند..

خلاصه احترام و ادب خیلی چیز خوبیه..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۸ ، ۰۱:۰۳
اندیشه خلاق
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۵۸ ق.ظ

ادب...

ادب خیلی چیز خوبیه.. یه سریا ندارن.. همین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۸ ، ۰۰:۵۸
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۵۷ ب.ظ

ست گادین - وبلاگ نویسی روزانه

امروز یازدهمین سالی است که پُستِ روزانه‌ی وبلاگم را می‌نویسم. نزدیک به ۵ میلیون کلمه از ۲۰ سال قبل که اولین پُستم را نوشتم.

من از سال ۲۰۰۸ تا به امروز حتی یک روز هم وبلاگ‌نویسی روزانه را تعطیل نکرده‌ام.

پاداش «وبلاگ‌نویسی روزانه»، خودش است.

وبلاگ‌نویسی روزانه، یک فشار درونی برای ادامه‌ی نوشتن در هر روز، بوجود می‌آورد.

وبلاگ‌نویسی روزانه، در وهله اول نیازمند متعهد‌ماندن به آن است ولی بعدها، تعهد به تمرین مبدل شده، تمرین نیز عادت می‌شود.

عادت‌ها بسیار آسان‌تر از تعهدات پایدار می‌مانند و ادامه می‌یابند.

من کاملاً مطمئن هستم که اگر یک روز از وبلاگ‌نویسی روزانه را هم از دست بدهم، این وبلاگ همچنان تاثیر‌گذار خواهد ماند اما از وقتی که به خودم قول دادم هر روز بنویسم، بجای اینکه از خودم بپرسم: «آیا باید وبلاگ‌نویسی را به فردا موکول کنم؟» همیشه از خودم می‌پرسم: « امروز به جای خود، فردا در وبلاگم چه خواهم گفت؟»

اگر شما هم یک‌بار برای همیشه، به نوشتنِ روزانه متعهد شوید، رسیدن به جایگاهی که دنبالش هستید، صدها برابر برایتان آسان‌تر می‌شود.

من هم ابتدا برنامه‌‌ی خاصی برای وبلاگ‌نویسی روزانه نداشتم و به خاطر نمی‌آورم روزی را که از «نوشتن در اکثر روزها» به «نوشتن در همه روزها» تغییر رویه دادم ولی خوشحالم که این سفر را شروع کردم و از شما به خاطر همراهی‌تان در این سفر متشکرم.

ست‌گادین ۸آگوست۲۰۱۹

-------------------------

خوشم اومد.. و به کوتاهی خودم در وبلاگ نویسی فکر میکنم با اینکه همیشه دوست دارم زود زود بنویسم ولی بازم دیر دیر میشه..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۵۷
اندیشه خلاق
يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۳۹ ب.ظ

چیده مان واژه 82 - مرگ

بعضی آدم ها به قدری عزیز هستن که مرگشان دردش کمتر است..

شاید عجیب باشد .. اما منظور در زمان و نوع مرگ است.. که می بینی باز خدا بهترین را برایش رقم زده و این بسیار جای شکر دارد..

زنی که هرگز از او شکایت ندیده باشی... هرگز کنایه نشنیده باشی...

هرگز درخواستی نداشت... گوشش برای غیبت شنیدن نبود.. و زبانش برای به زبان آوردن نبود..

زحمت بسیار کشید و از دنیا کمترین را داشت...

سال های آخر عمرش صاحبخانه شد.. اما انگار در دنیا نبود.. فرقی برایش نداشت..

جایی نرفته بود اما حسرتی نداشت.. شاید انگار به دنیا خیلی فکر نمیکرد که حسرتی داشته باشد و آهی بکشد..

مدل اینجور آدم ها در دنیا کم است..

و دیر فهمیدیم که او هم هست و باید از او بیاموزیم...

امروز یک ماه شده که رفته سفری ابدی با زیباترین شکل و حال... روحی آرام..

خدا کند امروز که نفسش نیست، نگاهش باشد و یادمان بدهد خوب باشیم و کوتاهی دنیا و عمر یادمان نرود..

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۸ ، ۱۲:۳۹
اندیشه خلاق
جمعه, ۷ تیر ۱۳۹۸، ۰۶:۱۴ ب.ظ

چیده مان واژه 81 - پدرم

آغاز تابستان با غم رفتنت شروع می شود و با تولد عزیز دیگری...

همیشه این آغاز به جشن آن تولد گذشت و خاطره بازی از تو...

چندمین سال است که نیستی؟

حساب این رفتنت را داری؟ مگر هر رفتنی آمدی ندارد؟

دلم برات تنگ شده بلندترین حال خوش من که تکرار نشد...

من بزرگ شدم ولی تغییر تو را نمیتوانم ببینم...

این فاصله چرا با بزرگی من بیشتر می شود... انتهای این رابطه مستقیم بزرگ شدن من و زیاد شدن فاصله از تو، رسیدن است.. این تناقض است یا تضاد یا هرچه.. زیباست که انتهایش تویی...

برای رسیدن به این انتها باید خیلی خوب باشم... تا شاید خدا تو را به من نشان دهد...

پدر دوستت دارم... کاش روزی از قاب بیرون بیایی و محکم بغلت کنم و بگویم از دلم که پر از نگفته هاست...

دوستت دارم مسافر بی بازگشتم...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۸ ، ۱۸:۱۴
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۸، ۰۱:۳۳ ق.ظ

چیده مان واژه 80 - نوشتن

سال هاست می نویسم..

همیشه دستگاه های تایپ قدیمی را دوست داشتم..

یک بار از نزدیک دیدمش و علاقمندتر شدم..

الان دیگه با سیستمم رفیقم و سال های متمادی است که با این می نویسم..

دلم برای دفترهایم که بسیار در آن ها نوشته ام تنگ شده..

و البته وقتی که به مرگ فکر میکنم به این فکر میکنم که چیا نوشتم؟ و کاش محو بشه از صفحه کاغذها و کسی نتونه بخونه..

نوشتن حال ادم خوب میکنه.. حالا هر مدلش..

انگار یه سری جمله و واژه است که باید برون ریزیش کنی بدون اینکه مخاطبی داشته باشه..

کاش این بیان هم دسترسی بهش روی گوشی هم سهل باشه تا بشه زود زود نوشت..

مثل توئیتر.. یه اپ بشه و نوشتن و نوشتن و نوشتن..

خدایا حواست بهم باشه من بی حواسم .. یادم نره اون دنیا رو و سرعت تند رسیدنم به تو...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۸ ، ۰۱:۳۳
اندیشه خلاق
يكشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۷، ۰۱:۰۴ ق.ظ

گزیده کتاب 1..

روزهایی هست که هیچ چیزِ دنیا، حتی خوش حال کننده ترین خبرها، نمی تواند آدم را از حصار بی حوصلگی‌اش بیرون بکشد، روزهایی که دنیا به یک اندازه شفاف و غیرواقعی است.

#روزها_و_رویاها
#پیام_یزدانجو

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۷ ، ۰۱:۰۴
اندیشه خلاق
پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۳۱ ق.ظ

چیده مان واژه 79 - کنارم...

کنار من بنشین و ببین که با هر نفسم چه میگویم...

شاید رساترین حرف هایم را در شماره نفس هایم بشنوی...

و آن زمان که به نفس نفس خواهم افتاد دنبال واژه ها نباش لمس کن تمام حرف هایم را...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۱
اندیشه خلاق
پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ق.ظ

چیده مان واژه 78 - یک لحظه...

یک لحظه سکوت این انتهای توست...

آرام تر سکوت کن...

شنیدن سکوت تو مرا خواهد کشت...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۱۶
اندیشه خلاق
پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۳ ق.ظ

چیده مان واژه 77 - وقتی ...

وقتی حوصله دنیا سر می رود و تو نگاه خسته ات را به آن میدوزی...

وقتی توان خنده ات را از سایه خوشی ها و لبخندها میگیری...

به وزیدنی ناهمگون به هم خواهی ریخت...

و فرو می پاشی بر سر دنیا...

بگذار کمی آشناتر با تو باشم همسایه دیوار به دیوارم...

و تنها از تو مرتزق باشم...

بخندم و خوش باشم بی سایه دیگران...

و سهمم از حوصله سر رفته دنیا را بردارم و به تو برسم...

آنجا که وام دار نخواهم بود...

و بی هیچ واسطه ای خواهم خندید...

تو این را نمی خواهی دنیا؟...

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۳
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۳ ب.ظ

چیده مان واژه 76 - چی میشه..

گاهی فکر میکنم که چگونه است که باید تو همیشه کوتاه بیایی و در دوست داشتن هایت بزرگ شوی و باتجربه ..

اما آن هایی که تو را دوست میدارند یاد بگیرند نامهربانی کنند و تو حق نداری ناراحت شوی..

هر وقت که خواستم ناراحت و تلخ و بی معرفت شوم به خودم گفتم دنیا کوتاه است و نباید برای چیزی که خلق نشدم تلاش کنم..

من خلق نشده ام که نامهربانی و تلخی و رنجش را درون خود پرورش بدهم..

خدایا برای دلدادگی با امام حسین علیه السلام چله میگیرند... اما من هر ثانیه دلم پر میکشد..

و من نمیتوانم درونم را با تناقض ها به رشد برسانم...

پس اگر امام حسینی و اهل بیتی هستم میخوام مهربان، بخشنده، بزرگ و ........ هر آنچه که خوبی است را با خود رشد دهم و به دیاری ببرم که باقی است...

خدایا دستم بگیر و درمانم کن به داروی مهر و ایمان ... به نگاه خودت.

آمین.

"یادداشت های ناتمام ، الف_ر"

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۳
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۰۶ ق.ظ

چیده مان واژه 75 - با صدایی میرسی به خدا..

گفت ادعیه میخواند ...

خواستم برایم بخواند ...

امین الله و زیارت عاشورا را برایم خواند ...

همین کافی بود که تا همیشه مدیونش باشم و با نوای دلنشینش خدا و عشقم به اهل بیت را بیشتر حس کنم...

بعضی آدمها همه چیزشان تو را به خدا میرساند...

مهر و محبت و نگاه و کلامشان...

خدایا خودت مراقب این جنس آدمها باش... روح و جانشان سلامت..

"یادداشت های ناتمام، الف_ر"

"یادداشت های ناتمام ، الف _ ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۰۶
اندیشه خلاق
يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۵۸ ق.ظ

چیده مان واژه 74 - دوست داشتن کم است ...

وقتی کسی آمد و در کنار همه دغدغه ها  و مشغله هایش کنارت ایستاد و دستت را گرفت و رها نکرد تا زمان زمینت بزند..

رها نکرد تا تنها بشوی ... رها نکرد و مهربان کنارت بود... باید قدر بدانی او را...

اصلا محبت را آورده اند که نثار او کنی..

و من همه محبت ناچیزم را نثار مهربانی مردی کردم که دست دلش دست دل مرا گرفت و از روزی که آمد و بود تا امروز و هزاران روز در آینده میخواهم مهربان ترینم باشد... و من بیاموزم از او که اول از همه چیز دیندار باشم و معتقد ... اهل بیت بشناسم و معتقد ... اخلاق بشناسم و معتقد... معتقد بودنم را یادم نرود..

دلم میخواهد کنار او بیاموزم که در کوتاه بودن زندگی، بلند عمر کنم و ماندگار...

دلم میخواهد به اون بگویم چقدر برایم دوست داشتنی است اما نه؛ این واژه ها برای او کوچک و کم است...

او آنقدر بزرگ و مهربان است که میخواهم اصلا برایش واژه خلق کنم... مثل خودش که خالق واژه هاست...

چقدر خوب است که خدا پنجره ای را به سوی من باز کرد که نور خودش را از آن به جان من میتاباند...

و من سقف خانه دلم را شیشه کرده ام که نوری که به من بخشیده ای را به آسمان خودت انعکاس بدهم که ببینی که چه مهربان بنده ای خلق کرده ای و من چقدر کم سپاسگزارش هستم اما تو مراقبش باش....

مهربانم برای همه لحظه هایی که از تو آموختم و صبوری هایت را دیدم چیزی ندارم که برابری کند و به تو بدهم.. اما از خدا هر لحظه برایت خیر میخواهم و نیکی.. برکت میخواهم و عاقبت بخیری... بلا از تو دور باشد و شر سراغت نیاید... پاکی میخواهم و بلندی عمر... و قلمرو دین تو به قلمرو دینداری حسین علیه السلام و مولا محکم...

بهترین و مهربانترین و جانان ترینم یادم هست که تولدت نزدیک هست چشمک از هم اکنون به تو تبریک میگم تا خودِ خودِ خودِ روز زیبای تولدت..

خدا مرا شاکر نگه دارد .. آمین.

"یادداشت های ناتمام ، الف _ ر"

"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۵۸
اندیشه خلاق
جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۵ ب.ظ

چیده مان واژه 73 - تکیه گاه

دست روی شانه کسی گذاشتن که روزهای زیادی تو را مهربانانه سمت مسیری رو به جلو برده است .. حس غروری می دهد که می خواهی تکرارش کنی.. و فریاد بزنی دوست داشتن آدم هایی را که نقش زیبا در زندگی ات آفریده اند..

شانه بوده اند برایت که تکیه کنی.. بخندی و بغضت را نشانشان دهی.. بی آنکه حتی جلوی بغضت را بگیرند..

باید گاهی گریست و تکیه کرد و تهی شد از هر چه تلخی و ناملایمات و نازیبایی است..

و باید گاهی خندید بی اندازه، بی مقدار و بی ترس از طعنه های دیگران... تا به گوش فلک برسانی که شادی و خنده هم در خلقت تو بوده است...

زیبایی بودن آدم هایی در کنارم را قدر خواهم دانست.. و طلب می کنم از خدای مهربانم که مرا قدرشناس نگه دارد...

"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

برگرفته شده از : http://scholar-accurate.blog.ir/
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۵
اندیشه خلاق
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۵ ب.ظ

چیده مان واژه 72 - یه روزی...

یه روزی منم میرم توی خاک

و عکسام میره همه توی قاب

یه روزی که حتما میاد

و اشک هایی که جاری میشه

یه روزی میاد که همه کارشون پر از خاطره بازی میشه

یه روزی که دیگه دیره واسه خیلی چیزا

چیزایی که ساده بود اما دریغ

نخواستید تا هستم باشید رفیق

یه روزی میاد که نیستم دیگه...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۵
اندیشه خلاق