آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

مومن به آنچه خدایم می گوید....

سلام به همه دوستان بزرگوار

در این وبلاگ تلاش می شود ضمن توجه به مطالب ادبی از قبیل شعر و داستان و معرفی کتاب به مرور در خصوص رشته مهندسی صنایع نیز مطالبی را به اشتراک بگذارم.
همچنین اکثر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در پیوند قرار دارند مفید می باشند و توصیه می کنم حتما بازدید نمائید.

آدرس ایمیل ویژه خوانندگان وبلاگ :
andishekhalagh128@Gmail.com

"سپاس از همراهی شما"

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۱۵:۱۳ - قاسم صفایی نژاد
    :(

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

تو از حالم چه میدانی.. حال من خوب است ولی.. اما..

هنوزم بعد آن دیدار ، قلب من بسیار مغلوب است ولی.. اما..

من آن آیینه ام که دوستش داشتی.. ولی..اما..

تو هم در دست خود سنگی به پنهانی نگه داشتی ..ولی.. اما..

شکستن کار آسانی است.. آیینه هزاران تکه می گردد .. ولی .. اما

در آن هر تکه هم من تمامت را نشان میدم.. ولی.. اما..

هنوزم دوستت دارم.. ولی.. اما..

"یادداشت های ناتمام، الف - ر"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۲۹
اندیشه خلاق

بین ما

همه چیز تمام‌شده است

غیر از یک چیز

که من هنوز

"دوستت دارم".

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۷
اندیشه خلاق

💎کلیت رباعی جهان بینی است.

💠بی یار نماند آنکه با یار بساخت : کسی که با یار حقیقی باشد، هیچ وقت بی یار نیست و بی معشوق نخواهد ماند. کسی که خدا را داشته باشد هیچ وقت احساس کمبود نخواهد کرد.

💠مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت : کسی که جنسی دارد که از او می خرند، مفلس نمی شود و بی چیز نمی گردد. و بهترین خریدار خود خداوند است که می گوید: هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم. خداوند در این آیه شریفه از بازار و تجارت حرف می زند. بله، خداوند خریدار کالای بندگانش است.

بیت دوم :
ماه چون با شب مانوس شد و ظلمت را پذیرفت و سختی کشید، صاحب نور شد. ماه چون از شب نگریخته، تابان شده و نورش ظاهر شده است.
گل هم گل شده است، چون با خار ساخته و صلح و سازش کرده است.
می گوید: برای اینکه کسی به چیزی برسد، باید در معبر جهان سختی ها را تحمل کند.

گویا مولانا می خواهد درس تحمل و تسامح بدهد.

 دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۱۰
اندیشه خلاق

چیزی در تو مرا به دلدادگی می برد
آن سان که گل ها با کمند عطرها  
پروانه ها را به دام می کشند.
چیزی در تو مرا به احساس عاشقانه می برد
آن سان که برکه ها ترانه ی رنگین کمان ها را
با لحن لالایی برای ماه می خوانند
چیزی در تو مرا به جاهایی می برد
 که هرگز نرفته ام
به سلام اولین گل سرخ
به حضور سبز دستانت

چیزی در تو دنیا را خالی می کند
تا تو تنها اویِ من باشی.

"پرویز صادقی"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۴:۰۳
اندیشه خلاق

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

سعدی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۴ ، ۱۳:۵۵
اندیشه خلاق
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۴۷
اندیشه خلاق

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن  ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند

گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند

آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد

از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند

از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

حرمت زودتر از کعبه مرا حاجی کرد

حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

 

   "علی اکبر لطیفیان"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۶
اندیشه خلاق