آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

علمی - پژوهشی - ادراکات اجتماعی

آنچه یافت می نشود،آنم آرزوست.

مومن به آنچه خدایم می گوید....

سلام به همه دوستان بزرگوار

در این وبلاگ تلاش می شود ضمن توجه به مطالب ادبی از قبیل شعر و داستان و معرفی کتاب به مرور در خصوص رشته مهندسی صنایع نیز مطالبی را به اشتراک بگذارم.
همچنین اکثر وبلاگ ها و وب سایت هایی که در پیوند قرار دارند مفید می باشند و توصیه می کنم حتما بازدید نمائید.

آدرس ایمیل ویژه خوانندگان وبلاگ :
andishekhalagh128@Gmail.com

"سپاس از همراهی شما"

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۱ بهمن ۹۵، ۱۵:۱۳ - قاسم صفایی نژاد
    :(

۳۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

چمدانم را برداشتم و

آمدم

اما این فقط یک شوخی ست

و یا لااقل تو باور نکن!

جدایی

بریدن درخت از ریشه است

و اره کردن زندگی

که مرگ را رقم می زند

اما من زنده ام

و این یعنی من آنجایم

کنار تو

کنار تو و درخت توت و اسب.

--------------------------------------

روز سی و هشتم انتظار

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۴۶
اندیشه خلاق

قایقت می‌شوم

بادبانم باش.

بگذار هرچه حرف

پشت سرمان می‌زنند مردم،

باد هوا شود

دورترمان کند...

--------------------------------------

روز سی و هفتم انتظار

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۲۷
اندیشه خلاق

وقتی دلم درگیر تو ست

آن قدر زیبا می شوم

که گل ها از خجالت

خیس ِ شبنم می شوند

وقتی دلم درگیر تو ست

آن قَدَر می خواهمت... می خواهمت

که نمی گذارم

دنیا به آخر برسد

وقتی دلم درگیر تو ست

من از خدا پُر می شوم

مثل اینکه

برای دوست داشتن ات

هیچ وقت قرار نبوده است بمیرم

وقتی دلم درگیر تو ست

چهار فصل، گل سرخ می شوم

پُر می شوم از کاج ها

یک سبز ِ ممتد می شوم

وقتی دلم در گیر تو ست 

پر می شوم

از دختران گل فروش

که با کفش های پر از باران

و دست های خیس ِ عطر تو

بهار را در شهر 

دست فروشی می کنند

وقتی دلم درگیر توست...

و من خدایا چه قدر دوستت دارم

آه یک جور دیگر می شوم!

--------------------------------------

روز سی و ششم انتظار


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۴۰
اندیشه خلاق

دلبستگی نه ناتانائیل، عشق.

باید دست به عمل زد. بی داوری درباره خوب و بد آن. باید دوست داشت و از خیر و شر آن دغدغه ای به خود راه نداد. ناتانائیل ... من به تو شور و شوق خواهم آموخت.

ناتانائیل، دوست دارم به تو مسرتی ببخشم که تاکنون کسی دیگر به تو نبخشیده باشد. در حالی که خود مالک این مسرتم، نمی دانم آن را چگونه به تو بدهم. دلم می خواهد با صمیمیتی خطابت کنم که تاکنون کس دیگری نکرده باشد. دلم می خواهد شب هنگام، آن زمان که کتابهای بسیاری را پیاپی باز می کنی و می بندی و در هر یک از آنها چیزی بیش از آنچه تاکنون بر تو آشکار کرده است می جویی، در لحظه ای از راه برسم که هنوز در انتظاری. در لحظه ای که شور و شوقت اندک اندک از اینکه تکیه گاهی ندارد به اندوه تبدیل می شود.

من تنها برای تو می نویسم... تنها به خاطر این لحظه هاست که برایت می نویسم و زندگی ما در برابرمان، همچون جامی پر از آب سرد و گواراست. جامی مرطوب که بیماری تبدار آن را به دست می گیرد.

 

"آندره ژید"

برگرفته از کتاب: مائده های زمینی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۳:۴۰
اندیشه خلاق

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ،
ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﺁﻥﭼﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﺗﻮ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ
ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ !...

--------------------------------------

روز سی و پنجم انتظار

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۵۰
اندیشه خلاق

ساحل آرام زندگی ...

ساحل هم سنگ دارد و هم سنگ ریزه... اگر هر کدام را به دریا بیاندازیم یک ناآرامی را به دریا میدهد و یا شاید ما ناآرامی می بینیم...

گاهی ما هم از ساحل زندگیمان به دریای خلقت سنگی می اندازیم که ناآرامی ایجاد میکند...نا آرامی در نگاه خودمان..

مثل سنگ ناامیدی به دریای رحمت الهی ... به دریای حکمت الهی...

اما انعکاس این ناآرامی در خودمان است که گوشه ای از آن دریا هستیم...

دریا، در رفت و آمد خویش به ساحل ، خیلی از سنگ ها و سنگ ریزه ها را با خود میبرد و غوطه ور میکند در وسعت خویش...

بگذاریم سنگ های درون ما هم راهی دریا شود و غرق در آن گردد تا حاصلش عظمت باشد و آرامش...

"یادداشت های ناتمام ، الف - ر"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۳:۳۸
اندیشه خلاق

خودت می دانی
من اهل پارک و کافه و سینما نیستم
قرارمان همان کوچه قدیمی
تو نذری بیاور
من در را باز می کنم
تو لبخند بزن
من 
م م ن
م م ...
بشقاب شکست!

--------------------------------------

روز سی و چهارم انتظار

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۳۸
اندیشه خلاق

باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا

جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا

وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت

تصدیق گفته‌های «هِگِل» بود و ما دو تا

 

روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای

سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا

افتــاد روی میـــز ورق‌هــــای سرنوشت

فنجان و فال و بی‌بی و دِل بود و ما دو تا

 

کم‌کم زمانه داشت به هــم می‌رساندمان

در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا

تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام

دنیا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،

 

از خواب می‌پریم کـه این ماجرا فقط

یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا

--------------------------------------

روز سی و سوم انتظار

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۰۳
اندیشه خلاق

ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد،

نــه مــرگ،
نــه تــرس!
ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســت‌هــای تــو
خــم مــی شــود...

--------------------------------------

روز سی و دوم انتظار

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۳۴
اندیشه خلاق

من ناگزیرم از دوست داشتن
باد اگر بایستد
مرده است.

--------------------------------------

روز سی و یکم انتظار

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۰
اندیشه خلاق